تبلیغات
یا امام زمان (عج)

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

یا زهرا (س).یا شهید گمنام


یا امام زمان (عج)
1170 سال است که مهدی (عج) به دنبال 313 مرد است و چقدر مرد شدن زمان می برد!
نویسندگان
نظر سنجی
آهای کسی که اسم خودت رو گذاشتی مسلمون چقدر حاضری برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستی ایا اصلا حاضری؟




تگ
تگ
:.رودست خوردن شیطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
 
در گذشته ، بعضى از مردم شیطان را مى دیدند، با او صحبت مى كردند و گاهى هم به جاى این كه شیطان آنها را فریب دهد و كلاه سرشان بگذارد، آنها سر شیطان كلاه مى گذاشتند، اسرار آن ملعون را به دست مى آوردند و با او مخالفت مى كردند.
روزى مؤمنى با شیطان ملاقات كرد. بعد از گفت و گوهایى ، گفت : مى خواهم با تو دوست و رفیق شوم و از تو اطاعت نمایم .
شیطان گفت : عجبا! همه از دست من مى گریزند و بیم دارند، تو مى خواهى با من دوست و رفیق شوى و حرف مرا قبول كنى و اطاعت نمایى !؟
آن شخص گفت : من با دیگران فرق دارم و تصمیم گرفته ام با تو رفیق باشم . شیطان خیلى خوشحال شد و گفت : قبول دارم ، اما به من قول بده كه اسرار مرا فاش نكنى و به دیگران نگویى .
مرد مؤمن گفت : اشكالى ندارد و باهم عقد برادرى بستند. شیطان گفت : اول كارى كه باید بكنى این كه نماز را ترك نمایى ؛ زیرا هیچ چیز مانند نماز مرا ناراحت نمى كند و دل مرا به درد نمى آورد. نماز رنگ مرا زرد و پشت مرا خم مى كند، به واسطه نماز بیشترین مردم به بهشت مى روند. مرد مؤمن قبول كرد و گفت : دیگر چه اعمالى باید انجام دهم و چه دستورى مى دهى ؟
شیطان گفت : دروغ بسیار بگو، هر كجا دروغ گویند آن جا حاضر شو و به دروغ آنها گوش فرا بده ؛ زیرا بیشترین غضب الهى براى دروغ گویان است .
مرد مؤمن وقتى چنین شنید، سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت : بار الها! از همین جا عهد كردم كه تا زنده ام دروغ نگویم و هرگز نماز خود را ترك نكنم و آن را كوچك نشمارم ، هر كجا و در هر كارى باشم نماز خود را از اول وقت تاءخیر نیندازم و همان جا مشغول نماز شوم .
وقتى شیطان این را شنید، فریادش بلند شد و گفت : مگر نگفتى اسرار مرا فاش نكنى و هر چه بگویم انجام دهى ؟ مگر با من عقد اخوت نبستى ؟ چرا عكس گفته هاى من رفتار مى كنى ؟
مرد مؤمن گفت : خواستم ببینم از چه چیزهایى ناراحت مى شوى تا من همان ها را انجام دهم و مخالفت خود را با تو آشكار كرده باشم . وقتى چنین حرف هایى از آن مرد شنید ناله و فریادش بلند شد و خود را از ناراحتى بر زمین زد و گفت : اى واى ! از این دو سرى كه هرگز به كسى نگفته بودم و تو فرا گرفتى و به عهد خود وفا نكردى من هم با خود عهد مى كنم كه دیگر اسرار خود را به اولاد آدم نگویم .(344



طبقه بندی: شیطان،
[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ سرباز گمنام ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


ارائه مطالب مذهبی در مورد امام زمان شهدا اسلام ایت الله بهجت (ره) اس ام اس مذهبی علمای دینی اهل بیت (ع) شیعه دل نوشته ولایت و امامت احادیث آموزش مداحی و کتاب دینی شیطان

آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تگ