تبلیغات
یا امام زمان (عج)

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

یا زهرا (س).یا شهید گمنام


یا امام زمان (عج)
1170 سال است که مهدی (عج) به دنبال 313 مرد است و چقدر مرد شدن زمان می برد!
نویسندگان
نظر سنجی
آهای کسی که اسم خودت رو گذاشتی مسلمون چقدر حاضری برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستی ایا اصلا حاضری؟




تگ
تگ
:. تسلط شیطان بر بدن ایوب .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
 
وقتى كه شیطان ایوب را چنین دید، دشمنى اش فزونى یافت و عرض كرد: خداوندا! سپاس ایوب براى این است كه بدنش سالم مى باشد و مى گوید: باز كار مى كنم و اموالى به دست مى آورم . او مى داند كه به زودى آن چه از او گرفته اى باز پس خواهى داد، هنوز شكر تو را مى كند و خود را نباخته است .
الحال اگر مرا بر بدنش مسلط كنى خواهى دید كه دیگر شكر نخواهد كرد! خطاب از جانب خداوند به او رسید كه تو را بر بدنش مسلط گردانیدم - به غیر از عقل و دل ، گوش و چشم و زبان او زیرا تو را در آنها تصرف نیست و آنها مربوط به من است .
آن ملعون چون رخصت یافت به سرعت فرود آمد كه مبادا ایوب رحمت الهى را در یابد و بین او و شیطان حائل شود. آمد تا سد راه آن شود. پس از آتشى كه خودش از آن خلق شده بود، در سوراخ ‌هاى بینى ایوب دمید كه از تاپایش زخمى گشت . مدت بسیارى در رنج بود. هم چنان ایوب را در حمد و شكر الهى كوشتاتر مى یافت و زبانش دایما در یاد خدا بود.
مصیبت بر آن حضرت سخت شد كه دیگر نتوانست داخل شهر بماند، از شهر و زندگى در آن دست شست و به بیرون شهر رفت . هر روز ناتوانى اش ‍ بیشتر مى شد و در عوض شكر و سپاس گزارى او افزایش مى یافت . یك مرتبه نشد كه از درد خویش گلایه كند. روزى عیال او ((رحیمه )) عرض ‍ كرد: اى ایوب ! مرض تو طول كشید از خدابخواه كه تو را عافیت عنایت فرماید.
فرمود: اى زن ! چند سال در حال رفاه و سلامت بودم . گفت : متجاوز از هفتاد سال . فرمود: چند سال است كه بلا و مرض به من روى آورده ؟ گفت حدود هفت سال . فرمود: هفتاد سال در رفاه و سلامت بودم اگر هفت سال در بلا و رنج باشم آیا جا دارد كه تندرستى خود را از خدا بخواهم ؟
وقتى شیطان دید هر چه اندوه بیشتر مى شود، شكر گزارى اش فزونى مى یابد، ناراحت شد، رفت پیش جماعتى از یاران ایوب و گفت : بیایید برویم نزد آن بنده مبتلا شده و از او بپرسیم به چه دلیل به این بلاى عظیم مبتلا گردیده است . چون نزد ایشان آمدند، گفتند: كاش ما را از گناه خود خبر مى دادى ، زیرا ما گمان نداریم این بیمارى تو را مگر به واسطه گناهى كه از ما پنهان كرده اى !
فرمود: به عزت پروردگار سوگند مى خورم كه من گناهى نكرده ام . هرگز طعامى نخورده ام ، مگر آن كه یتیمى یا مسكینى را با خود شریك كرده ام . هرگز دو طاعت براى من پیش نیامده ، مگر این كه هر كدام را بر من دشوارتر و سخت تر بوده است برگزیده ام شیطان از كار او سرگردان گشته بود. چه كند كه او را از شكر گزارى باز دارد؛ زیرا حیله او در آن حضرت اثر نكرد و به مقصودش نرسید.(432)



طبقه بندی: شیطان،
[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ سرباز گمنام ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


ارائه مطالب مذهبی در مورد امام زمان شهدا اسلام ایت الله بهجت (ره) اس ام اس مذهبی علمای دینی اهل بیت (ع) شیعه دل نوشته ولایت و امامت احادیث آموزش مداحی و کتاب دینی شیطان

آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تگ